تاريخ : جمعه 30 فروردين 1392برچسب:, | 20:1 | نويسنده : ✿↝ ..ℳΘɲส.. ↜✿

8wemmz549p54kqpushl.gifqauuhfpw3vb1ko582qw.gif

عقربه ها كه از صبوريم رد مي شوند 

بي خيال شب و تاريكي اش 
مي زنم به جاده هاي لاابالي 
بگذار شماتتم كنند ذهن هاي مسموم 
وقتي مقصدم تو باشي 
بگذار هفتاد خوان بي رستم را دوره گرد باشم

tjwkcay570zd2bi2ocx.gif

تو نابترین غزلی عشقم

تو ممنوع ، عشق ممنوع ، شور و شر ممنوع ، غزل ممنوع 
و من ممنوع ، خداي ِ عشوه گر ممنوع ، غزل ممنوع
گفتم :
غزل ممنوع ! 
اما دست بر نمي دارند از سرم اين واژه هاي لجوج 
اين قافيه هاي سمج 
چشم كه باز مي كنم بيت بيت غزل سلام مي كنند 
ايستاده اند به اذان التماس 
براي قدقامت شعري تازه
براي تو كه عاشقانه ترين غزلي

4ai6ddad2nxnh3ur0mpc.gif4ai6ddad2nxnh3ur0mpc.gif

رگبارهای پریشانیم

دلتنگ كه مي شوي ديگر فرقي نمي كند كجاي دنيا ايستاده اي 
دلتنگ كه مي شوي دنيا حجم نفس هايت را كم مي آورد 
دلتنگ كه مي شوم مچاله مي شوم در خودم . . . شبيه مرغكاني كه از كوچ جا مانده اند . . . تنها بر شاخسار درختي بي برگ سر در پر انزوا فرو برده 
گاهي همين جا همين گوشه دلتنگي ها دفن مي شوم . . . 
رگبارهاي پريشاني ام را مي بيني گويي فصل ها را اشتباه آمده ام

 04522014415226843469.gif04522014415226843469.gif


برچسب‌ها:
تاريخ : چهار شنبه 28 فروردين 1392برچسب:, | 12:51 | نويسنده : ✿↝ ..ℳΘɲส.. ↜✿

خرید اینترنتی ویندوز 8

عاصی شدم ، بریده ام از اینهمه عذاب


از گریه های هر شبه ام بین رختخواب


ماهها می شود که برایم غریبه ای

ماهها می شود که خرابم فقط خراب . . .


شاید تو هم شبیه دلم درد می کشی

شاید تو هم همیشه خودت را زدی به خواب


از من چه دیده ای که رهایم نمی کنی ؟

جز بیقراری و غم و اندوه و اعتصاب


جز فکرهای منفی و تصمیم های بد

جز قرصهای صورتی ضد اضطراب


اصلا تو بهترین بشری! من بدم. . . بدم

بگذار تا فرو بروم توی منجلاب

لعنت به من دومرتبه در خواب دیده ام

دارم به مرد زندگی ام می دهم جواب

پاشو بیا تمام تنم را کبود کن


من یک زنم که با لگدی می شوم مجاب !


برچسب‌ها:
تاريخ : شنبه 24 فروردين 1392برچسب:, | 19:42 | نويسنده : ✿↝ ..ℳΘɲส.. ↜✿

السلام علیکِ یا زهرا

چه بلایی سر تو آوردند

پهلویت را فقط نه با پاها

با ته یک غلاف آزردند...

 
بین دیوار و در به زینب گفت

چادرم را بکش به روی تنم

تا مبادا کنار دیده ی تو

خون سینه بریزد از بدنم


بین دیوار و در به حیدر گفت

به کجا می روی عزیز دلم

گر بدون عزیز خود رفتی

تا قیامت ز روی تو خجلم



ضرب سیلی چقدر محکم بود

قدتان هم چو دخترت خم بود

جاری از سینه تو خونابه

جاری از دیده ی تو زمزم بود



چل حرامی و شوهرت تنها

سیلی و چهره ی کبود شما

زینب و دیدن در و دیوار

حیدر و ناله های واویلا

فاطمیه

آمدوآن مونس و همدم کجاست؟ شمع میپرسد ز پروانه گل نرگس کجاست؟


در عزای مادرت یابن الحسن یکدم بیا ، تا نپرسد این جماعت بانی مجلس کجاست



برچسب‌ها:
تاريخ : شنبه 24 فروردين 1392برچسب:, | 19:40 | نويسنده : ✿↝ ..ℳΘɲส.. ↜✿

خیلی خوشحالم که نیستی توی روزها و شبام
خیلی خوشحالم که نیستی توی آیینه ی فردام
حالا دیگه اینجا بی تو ، خوش خیالم و میخندم
دیگه روی انحصارت در ذهنمو میبندم
این خونه ، بی تو عجب ، آروم و زیباست
انگاری فکر نبودت، عمری، پیش منه تنهاست
سنگینی میکنه سایه ات، همیشه روی سر من
بار سنگین وجودت، خسته میکنه تن من
همیشه رفتن تو ، انتظار و آرزوم بود
پا گذاشتن رو غرورت، یه جورایی آبروم بود
نگرونم نکنی با فکر برگشتن نو
تو هراسم نذاری با حس باز دیدن تو
اگه روزی ، اتفاقی، این طرفها اومدی
از حالا بهت بگم که خیلی بیجا اومدی 


برچسب‌ها:
تاريخ : جمعه 23 فروردين 1392برچسب:, | 10:16 | نويسنده : ✿↝ ..ℳΘɲส.. ↜✿

plus collection

مي نشينم همه شب

دراتاقي همه دلتنگ ترازخواب قفس 
برخيالي كه پراست از همه رنگ
و سكوتي كه پر از آوار است 
شايد امشب موسم پرواز است 
وقت بوسيدن ماه
و دويدن درباد
و بريدن از خاك
و سرودن ، آنگاه
شايد امشب موسم ديداراست
وقت خوبي كه به افلاك خبر بايد داد
چشمت امشب چه شراب آلود است 
دوست ميدارم من فقط ياد تو را !
كه مرا ميبرد از كنج غم انگيزترين لحظه شب 
به دياري ديگر
يا كه شايد به عدم 
دوست ميدارم من فقط ياد تو را
!


برچسب‌ها:
تاريخ : دو شنبه 19 فروردين 1392برچسب:, | 21:10 | نويسنده : ✿↝ ..ℳΘɲส.. ↜✿

۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرشباهنگ shabahang's pictures ۩۞۩


برچسب‌ها:
تاريخ : یک شنبه 18 فروردين 1392برچسب:, | 18:21 | نويسنده : ✿↝ ..ℳΘɲส.. ↜✿

عکس بامزه و طنز متحرک


برچسب‌ها:
تاريخ : یک شنبه 18 فروردين 1392برچسب:, | 18:19 | نويسنده : ✿↝ ..ℳΘɲส.. ↜✿

 

موهای یک زن خلق نشده


برای پوشانده شدن

یا برای باز شدن در باد

یا جلب نظر

یا برای به دنبال کشیدن نگاه

موهای یک زن خلق شده

برای عشقش

که بنشیند شانه اش کند , ببافد و دیوانه شود...

عطر مو های یک زن فراموش شدنی نیست!

دوست دارم یه بار بشینم موهاتو شونه کنم

یه چند تارش بریزه .بگم اینارو میبینی ؟؟؟

بگی اره ..!!!

منم بگم با همه دنیا عوضش نمیکنم

دنیــــا فهمـید خیلی حــقیر است وقتی گفتم :

یک تارمــوی "تــــــــــ♥ـــــــو " را به او نمیدهم...

 


برچسب‌ها:
تاريخ : پنج شنبه 15 فروردين 1392برچسب:, | 13:17 | نويسنده : ✿↝ ..ℳΘɲส.. ↜✿

352274_kg40vlic.jpg

من « ارگ بم » و خشت به خشتم متلاشی

تو « نقش جهان »، هر وجبت ترمه و کاشی

این تاول و تب‌خال و دهان سوختگی‌ها

از آه زیاد است، نه از خوردن آشی

از تُنگ پریدیم به امید رهایی

ناکام تقلایی و بیهوده تلاشی

یک بار شده بر جگرم  زخم نکاری؟

یک بار شده روی لبم بغض نپاشی؟

هر بار دلم رفت و نگاهی به تو کردم

بر گونه‌ی سرخابی‌ات افتاد خراشی

از شوق هم‌آغوشی و از حسرت دیدار

بایست بمیریم چه باشی چه نباشی



برچسب‌ها:
تاريخ : پنج شنبه 15 فروردين 1392برچسب:, | 13:2 | نويسنده : ✿↝ ..ℳΘɲส.. ↜✿


 

2013-01-09_191732.jpg

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟

غافلگیر شدیم، چتر نداشتیم، خندیدیم، دویدیم و به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم

دومین روز بارانی چطور؟


images.jpg

پیش بینی اش را کرده بودی، چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم. سعی می کردی

 من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود


و سومین روز چطور؟

گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری. چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد.

 

و چند روز پیش را چطور؟

به خاطر داری که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم...

  

فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو...


برچسب‌ها:
تاريخ : پنج شنبه 15 فروردين 1392برچسب:, | 13:1 | نويسنده : ✿↝ ..ℳΘɲส.. ↜✿

-آهو-زیبا.jpg

در بیشه زار ما 

غزال خسته ی دل 
زندانی نگاه های هرزه ی کفتارهاست
گله را یارای برابری نیست
تا شیر بیشه بیدار است .
بیچاره غزال خسته ی دل
شروعش چنگال شیر است و پایانش نگاه کفتار
دعا کن اگر می توانی........... دعا کن
یادم نبود ................. غزال ما دعا کردن بلد نیست 
به کارش هم نمی آید
و این است عدالت .................... آری این است


برچسب‌ها:
تاريخ : شنبه 10 فروردين 1392برچسب:, | 17:50 | نويسنده : ✿↝ ..ℳΘɲส.. ↜✿

 


به حرمت کداممان,

 ر

نمیدانم!

 ر

من همین قدرمیدانم؛ باران صدای پای اجابت است.


خدا با همه جبروتش دارد ناز میخرد

 

نیاز کن…

 

مرا نیز دعا کن

 


برچسب‌ها:
تاريخ : جمعه 2 فروردين 1392برچسب:, | 22:47 | نويسنده : ✿↝ ..ℳΘɲส.. ↜✿

خــــــــــوش بــــــــــه حــــــالتـــــــــان پرندهــــــــا

 

خیـــــــــالهـــــــــایتان

 

بــــــــوی خـــــــــستــــــــگی نـــــمیدهـــــــد

 

مــــــثل مـــــا پـــــــــــرنده هـــــــــای ســـــاعتی، التهاب روز و ســــــالهایتــــــــــان

 

بـــــــــوی خستــــــــــگی نمــــــــیدهـــــــد

 

روی ســــــــیم بـــــــــرق هـــــــم که مـــــــیروید

 

اصـــــل اول کتابتـــــــان پـــــــــــرنده بـــــــودن اســــــــت

 

حـــــــرف ها، جوابهـــــــا،سوال هایتـــــــــــان

 

بــــــوی خستگــــــی نمــــــــیدهــــــــد

 

حــــــــــرف هایتـــــــــــان

 

بـــــــــوی نان تازه و پنیر و پونه مــــــیدهـــــد

 

خــــــــوش به حالتـــــــان که شور و حــــــــالهایتـــــــان

 

بـــــــــوی  خستگـــــــــــی نمــــــــیدهــــــــد.

 

خــــــوش به حالتـــــــــان پرندهــــــــــا،پرنده ایـــــــــد!!

بالهایتـــــــان بــــــــــوی خستگــــــــی نمـــــــیدهـــد.


برچسب‌ها:
تاريخ : جمعه 2 فروردين 1392برچسب:, | 22:46 | نويسنده : ✿↝ ..ℳΘɲส.. ↜✿

 

 

 

تبادل لینک در فیس بوکتبادل لینک در فیس بوکتبادل لینک در فیس بوک

 

 

دوستت دارم پریشان‌، شانه می‌خواهی چه کار؟ 

دام بگذاری اسیرم‌، دانه می‌خواهی چه کار؟ 

تا ابد دور تو می‌گردم‌، بسوزان عشقکن‌

 
ای که شاعر سوختی‌، پروانه می‌خواهی چه کار؟ 

مردم از بس شهر را گشتم یکی عاقل نبود 
راستی تو این همه دیوانه می‌خواهی چه کار؟ 

مثل من آواره شو از چاردیواری درآ! 
در
 دل من قصر داری‌، خانه می‌خواهی چه کار؟

خرد کن آیینه را در شعر من خود را ببین 
شرح این زيبايی
 از بیگانه می‌خواهی چه کار؟ 

شرم را بگذار و یک آغوش در من گريه  کن‌ 
گریه کن پس شانه‌ی بيگانه می‌خواهی چه کار؟ 


برچسب‌ها: